قرآن کریم به عنوان یک سندِ متقن آسمانی، دال صریحی بر نبوت پیامبر اکرم صلوات الله علیه است؛ چون قرآن کریم از جانب خداوند متعال است، لذا در نوع خودش بی نظیر است و از نظر معانی و الفاظ، کسی نمیتواند نظیری آن را بیاورد. برای همین است در همان روزهای که آیاتی از قرآن نازل میشد، مساله تحدی و هماوردی نیز مطرح شد و عدهای که میگفتند این سخن خداوند نیست و از طرف حضرت محمد (ص) است، خداوند در ضمن آیاتی، فصحاء و بلغاء عرب آن روز را خصوصا و تمام بشر را در زمانهای بعد، به مبارزه طلبید که اگر فکر میکنید قرآن، ساخته دست پیامبر است، پس شما هم مثل همین قرآن، قرآن دیگری بیاورید. آنانکه مخالفان قرآن بودند، میآمدند آشکارا یا مخفیانه به قرآن گوش میدادند و مجذوب قرآن شده و ایمان میآوردند علماء در طول تاریخ، جهد و تلاش زیادی به خرج دادند که دلایل اعجاز قرآن را بیان کنند؛ در هر دورهی وجوه مختلفی از قرآن را استخراج کرده اند و این هم نظر به اقتضائات زمانی صورت گرفته است. در یک دورهی بیشتر به وجه صرفه متمایل شدند و زمانهای بعدش، وجوه اعجاز بیانی و فصاحت و بلاغت قرآن مد نظر علماء بوده و در عصر حاضر، وجه اعجاز علمی قرآن از همه بیشتر جلب توجه کرده است. در این نوشتار که به اعجاز از نظر علماء متقدم شیعی، پرداخته ایم، نظریات علمای امامیه قرن پنجم و ششم را بررسی کردیم که عبارت از شیخ مفید، شاگردش سید مرتضی، شاگرد سید مرتضی شیخ طوسی و دیدگاه برخی علمای دیگری در این حدود زمانی را نیز آورده ایم.
شکلیات و مفاهیم
قبل از ورود به متن اصلی و مباحث مرتبط به آن، برای درک بهترِ این موضوع، ناگزیر است برخی از واژه ها که نیاز به تعریفدارند، تعریف گردد و بعضی موضوعات مرتبط نیز توضیح و تبیین شود.
1- تعریف اعجاز
علماءِ علوم قرآن، با توجه معنای لغوی معجزه که ناتوان ساختن در انجام کاری است، معجزه را تعریف کرده اند و جامعی همه تعاریف، همان عاجز ماندن است. با آن هم یک سری تفاوتهای بین تعاریف علمای معاصر و متقدم دیده میشود.
2- اعجاز در لغت
«اعجاز» از «عجز» گرفته شده و مصدر مزید فیه است؛ به معنای ناتوانی در انجام یک کاری، در مقابل «قدر» یعنی قادر بر انجام یک کاری است؛ عرب میگوید: «اعجزه الامر» فلان کار، او را ناتوان ساخت، این در زمانی است که شخص، تلاش ورزید و اما توان نداشته است... (معرفت، 1410: ج 4، ص 16).
3- در اصطلاح
معجزه در اصطلاح علمای علوم قرآن، بر هر امری که خارق العاده، توام با هماورد طلبی و سالم بودن از معارضه، اطلاق شده و خداوند توسط پیامبرش آن را آشکار میسازد تا این که دلیلی بر صدق رسالت آنها باشد. (معرفت، همان، ج 4، ص 16). تعریف مرحوم آیت الله معرفت، تعریف رایجی که اکثر علمای این فن، آن را ذکر کرده اند؛ اما ابن خلدون، قیودِ مثل تحدّی و سالم بودن از معارضه را در تعریف معجزه نمیآورد نظر به مفهوم لغوی آن را تعریف میکند و او نگاشته است: «معجزه به کاری گفته میشود که بشر را از آوردن مثل آن، ناتوان سازد؛ معجزه را به این جهت معجزه گفته اند که بشر به آن دسترسی نداشته و قدرتِ بر آوردن مثل آن ندارند». (ابن خلدون، 1398: ص 90).
4- انواع معجزه
با توجه به این که هر پیامبری در زمان خاصی زندگی میکردند طبق شرایطی که داشتند، سیوطی با توجه به همین اقتضائات زمان، گفته است معجزه یا حسی است یا عقلی؛ معجزات حضرت موسی و عیسی (ع)، حسی بود و دلیل آن هم این است که سطح ذهن و تفکر مردم آن روزگار، پایین بود ولی معجزه پیامبر آخر الزمان عقلی است، زیرا اذهان مردم در این زمان، میتوانستند درک کنند. (سیوطی، 1421: ج 2، ص 116). مرحوم آیت الله معرفت، معجزه را به غلظت و رقت تقسیم میکند (معرفت، 1410: ج 4، ص 16). آیت الله معرفت ره، یحتمل با الهام از نظر جلال الدین سیوطی، معجزه را به غلظت و رقت تقسیم کرده است که از نظر سیوطی، معجزه یا عقلی است یا حسی؛ آیت الله معرفت نیز میفرماید با توجه به سطح فکری، درجه کمال طبق سطح فرهنگ و تمدن یک جامعه، معجزه عرضه میگردد. در جامعه که از سطح پایین فکری برخوردارند، معجزه نیز دارای غلظت و شدت خواهد بود ولی اگر سطح فرهنگی و تمدنی یک جامعه بالاتر بود، معجزه نیز لطیف و رقیق خواهد بود. (معرفت، همان، ج 4، ص 16). میتوان گفت، معجزه غلیظ، همان حسی است و معجزه لطیف همان عقلی است و مثالی هم که آورده است این که اسلام، معجزه جاودان و لطیف است، دلیل بر همگونیّ دو دیدگاه است.
5- فصاحت و بلاغت
الف) فصاحت
فصاحت در لغت، به معنای ظهور است و در اصطلاح، فصاحت در کلمهای که سه چیز در آن نباشد:
الف - تنافر حروف (دشواری در تلفظ و یا شنیدن).
ب - غرابت (نا آشنا).
ج - مخالفت قیاس (خلاف قواعد ادبی)
فصاحت د رکلام یعنی کلام از این سه چیز خالی باشد:
الف - ضعف تالیف (مخالفت قواعد ادبی).
ب - تنافر کلمات (دشواری در تلفظ). (جرجانی1405: ج 1، ص 72).
ج - تعقید (پیچیدگی معنوی و لفظی). (تفتازانی، 1434: ص 143).
ب) بلاغت
بلاغت در لغت به معنای رسیدن و منتهی شدن به هدف (غایت) است. (ابوهلال عسکری، 1406: ص 6). در اصطلاح، بلاغت یعنی رسیدن به معانی بدیع توسط الفاظ نیکوست؛ به عبارت دیگر، بلاغت یعنی کلامی که دارای سبک زیبا و معانی عالی باشد. مقصود از بلاغت آن است که که انسان، تعبیراتی که به کار میبرد، به کُنه قلب خودش برسد و از ایجاز مخل و اطاله ممل خود داری کند. (علوی یمنی، 1423: ص 66). وجه تسمیه اش این است که بلاغت، معنی را تا قلب مخاطب میرساند و مخاطب آن معنی را میفهمد. (ابوهلال عسکری، همان، ص 6).
ج) همگون بودن فصاحت و بلاغت
فصاحت و بلاغت، از جهاتی با هم فرق دارند؛ که عمدهترین فرق آنها در چند مورد است:
1- از جهت عام و خاص بودن. بلاغت اعم از فصاحت است؛ پس میتوان گفت هر کلامی که بلیغ باشد، فصیح هم هست ولی هر کلامِ فصیح، لزوما بلیغ نیست.
2- از جهت مفرد و مرکب بودن. مورد بلاغت در معانی مرکب است نه مفرد و فصاحت، در کلمات مفرد و مرکب هر دو میتواند باشد. (علوی، همان، ج 1، ص 67).
3 – از جهت توصیف الفاظ و معانی. فصاحت، منحصر برای وصف الفاظ و بلاغت، وصف برای الفاظ و معانی است. (خفاجی، 1427: ج 1، ص 59).
6- تحدی
تحدی (هماوردی) به معنای مسابقه دادن، برتری جویی، از کسی درخواست برابری کردن، معارضه جهت غالب شدن بر کسی است. مقصود از آن در اصطلاح علوم قرآنی، فراخواندن انسان و جن ها از سوی خداوند در زمان نزول وحی، برای آوردن همانند قرآن و یا سورهای از سوره های قرآن است. این فراخوانی به منظور اثبات اعجاز قرآن است. (هاشمى 1383: ج 7، ص 416).
وجوه اعجاز قرآن
در نخست نباید از این نکته غافل بود که معجزه بودن قرآن در میان فرقههای مختلف اسلامی، امر اتفاقی است. شیخ طوسی در کتاب خلاف نیز نوشته است که در اعجاز قرآن، امت مسلمه اجماع دارند گرچه در جهت اعجاز اختلاف دارند. (طوسی، 1407: ج 1، ص 347). با دقت به نظریات بزرگان متقدم شیعی (شکر الله مساعیهم) چنین برداشت میگردد که آنها قایل بودند که اعجاز، فقط یک جهت دارد نه این که وجوهی داشته باشد، لذا هرکسی از این بزرگان، یک وجه را پذیرفته اند. در حال که در زمان های بعد از آنها، علماء این فن، برای قرآن وجوهی بیشتری ذکر کرده اند و به جز «صرفه» تقریبا همه را پذیرفته اند؛ مثلا در عین حالی که بیان و فصاحت و بلاغت قرآن، میتواند معجزه باشد، از نظر معنا و نظم، اخبار از مغیبات و علوم تجربی نیز میتواند معجزه باشد؛ اینها باهم منافاتی ندارند. شیخ طوسی، وجوه اعجاز را ذکر کرده و فقط یک جهت را تقویه میکند میفرماید: بعضی گفتهاند که جهت اعجاز قرآن – جدا از نظم - در این است که فصاحت قرآن بسیار بالا و در حدِ خارق العاده است. عده ای دیگر، نظم دقیق، روش و فصاحت قرآن را جهت اعجاز گفته اند که به نظر شیخ طوسی، همین اقوی است.
برخی گفتهاند قرآن، توسط روش خاصی دارد معجزه است که در کلام عرب چنین چیزی سابقه نداشته است.
برخی گفته اند، تالیف و نظم قرآن به این سبک، از بندگان محال است مثل این که یک انسان نمی تواند جوهر و رنگ خلق کند.
طایفه ای دیگری قایل اند به این که قرآن از این جهت معجزه است که علم مغیبات در آن آمده است.
گروه دیگری به این نظرند که چون در قرآن، اختلاف و تناقض در آن نیست لذا معجزه است زیرا در کلام بسیار طولانی، وجود تناقض و اختلاف، امر عادی است. (طوسی، 1375: ص 173). با دقت در کلمات شیخ طوسی (ره) میتوان فهمید که در زمان ایشان، هر طایفه ای یک جهت اعجاز را میپذیرفتند. به همین دلیل است که قطب الدین راوندی بعد از ذکر وجوه اعجاز که هر گروهی، یک وجهی از وجوه اعجاز را پذیرفتهاند، میفرماید اگر بگوییم که همه این موارد، دلیل اعجاز قرآن است، این بهتر است نه این که این وجه درست باشد نه وجه دیگر. (راوندی، 1409: ج، ص 982). همچنان فیلسوف و حکیم نامدار شیعی، خواجه نصیر طوسی متوفی 672 قمری، در باب اعجاز، قایل به یک وجه نیست و نوشته است که در این مورد، برخی گفته اند دلیل اعجاز، در جنبه فصاحت آن است، برخی گفته اند بخاطر اسلوب و فصاحت است و برخی هم به صرفه معتقدند؛ هر سه این دیدگاه محتمل است. (خواجه نصیر طوسی،بی تا: ص 281).
1- وجه فصاحت، بلاغت و نظم
در تعریف اعجاز گفته شد که معجزه به امری گفته میشود که خارق العاده باشد. در باب فصاحت و بلاغت از این که در آن زمان و زمانهای بعد، عرب های فصیح بودند و هستند – با توجه به تعریف معجزه – فصاحت قرآن، باید در میان فصاحت عرب، خرق عادت کند و قبل از قرآن و بعد از قرآن، کسی مثل در چنین سبک و سیاق و معانی، نتواند بیاورد. که اکثر علمای مسلمان، فصاحت قرآن را معجزه میدانند (مجلسی، 1410: ج 89، ص 128). بیشتر مسلمانان معتقدند که وجه فصاحت و بلاغت قرآن، از نشانههای قدرت پروردگار و از توان بشری بیرون است.
مرحوم شیخ مفید اعلی الله مقامه متوفی 413 قمری، آن چه قطب الدین راوندی ره از ایشان نقل کرده است، معتقد است که فصحاء و بلغاءِ عرب نتوانستند با قرآن معارضه کنند زیرا از یک طرف، فصاحت قرآن در یک مرتبهای قرار دارد که اختصاص به قرآن دارد و این فصاحت، چون مانندی ندارد، خارق العاده است؛ از طرف دیگر، رتبه های بلاغت، در میان عرب، محصور و محدود است پس زیادتر از آن چه که فصاحت و بلاغت در بین ادباء معمول است، معجزه و خارق عادت است. (راوندی، 1409: ج 3، ص 981).
مرحوم سید مرتضی ره، ظاهرا فصاحت قرآن را به تنهایی معجزه نمیداند.به نظر او خرق عادت یعنی بین فصاحت قرآن و کلام فصیح عرب، باید فاصله زیاد و تفاوت بسیاری میبود تا خرق عادت گفته میشد. (الموضح، 1382: ص 61).
سید مرتضی، فصاحت و نظم قرآن را کنار هم، از وجه تحدی میداند نه اعجاز؛ این هم از تفاوت دیدگاه او نسبت به دیگران است (علم الهدی، 1382: ص 39). او تلاش میکند که ثابت کند که فصاحت و نظم، به تنهایی نمیتوانند وجه تحدی باشند؛ اگر اینطور بود، عرب ها میتوانستند با کلام فصیح شان، با قرآن معارضه کنند، زیرا سوره های کوچک قرآن با کلام فصیح عرب، تفاوت اندکی دارند. این که سوره ای دیگری را عرب نتوانسته بیاورد مشخص است که به غیر از فصاحت، چیز دیگری هم بوده که همان نظم است. (علم الهدی، 1382: ص 42). طبق قول مشهور که اکثریت مطلق اندیشمندان فریقین به آن قایل اند این است که آن مقداری از قرآن که دیگران از آوردن مثل آن عاجزند، یا سوره است که فرقی هم ندارد سوره طویل باشد یا سوره کوتاه مثل سوره کوثر؛ یا هم آیاتی است که اندازه یک سوره باشد ولو مقدار یک سوره کوتاه، در هر صورت، معجزه است. (باقلانی، 2003: ص 197). نظم به تنهایی نیز از نظر سید مرتضی معجزه محسوب نمیشود؛ به این که دلیل که به عیان میبینیم هرکسی که توانایی بر زبان عربی داشته باشد، میتواند کلمات عربی را بر دیگری مقدم یا موخر نماید. میتواند یک سورهی را به کلماتی تنظیم کند که فصاحتی نداشته و مفید فایدهی نباشد و فصاحت نداشتن و معنی نداشتن، مخل به نظم نیست... پس از نظر سید مرتضی، نه فصاحت به تنهایی خارق العاده است نه نظم قرآن. هردو کنار هم از وجوه تحدی به شمار میروند. (علم الهدی، همان، ص 46).
شیخ طوسی اعجاز قرآن را به فصاحت زیادِ و به همراه نظم خاص آن دانسته است. به اعتقاد شیخ طوسی، تنها فصاحت، نمیتواند برای معجزه کافی باشد زیرا عرب ها هم کلام فصیح از قبل داشتند و اما نظم آن در میان عرب سابقه نداشته است؛ وقتی قرآن نازل شد، آنها متحیر شدند که سبک ادبی قرآن، نه فقط شعر، نه فقط خطابه و نه چیزهایی دیگر است، بلکه شامل همه نیز هست. شیخ طوسی میگوید، کامل ترین نظریه راجع به اعجاز قرآن، نزد من آن نظریهای است که میگوید قرآن معجزه خارق العادهای است که از فصاحتِ در حد اعلی برخوردار بوده و دارای نظم مخصوص خودش میباشد. (طوسی، 1375: ص 172).
قطب راوندی ره قولی را تقویت می کند و به حق نزدیک میداند که گفته است فصاحت قرآن به تنهایی معجزه است؛ زیرا فصاحت قرآن، از حد معمول بین عرب های فصیح، بسیار بالاست. (راوندی، 1409: ج 3، ص 985). قطب الدین راوندی، بعد از آن که عجز عرب از آوردن مثل قرآن را ذکر میکند به ویژگیهای نظم قرآن اشاره میکند میفرماید: نظم قرآن، ابداعی و جدید است که در قالب نظمهای قبلی یا شبیه نظم موجود نبوده و به قلب هیچ فصیحی از فصحای عرب نیز خطور نکرده است. این نظم، اثری در قلب مخاطب ایجاد میکند که مومن مشتاق است که بشنود. نظم قرآن، از شادابی خاصی برخوردار است که مخاطب را در ملال و رنج قرار نمیدهد. از خصوصیات قرآن این است که گاهی الفاظ آن دارای سنگینی و متانت و گاهی دارای عذوبت و نرمی است و نظم قرآنی، استوار و بدون تناقض بیان شده است... (راوندی، همان، ج 3، ص 1005).
2- وجه صرفه
«صرف» در لغت به معنای برگردان چیزی، از یک حالت به حالت دیگر یا تبدیلِ شئ به غیر خودش گفته می شود. (راغب اصفهانی، 1412: ص 482).
در اصطلاح، «صرفه» یعنی اینکه خداوند همتها و اذهان عرب را از معارضه با قرآن، منصرف گردانیده است در حال که توان معارضه را داشتند اما این مانع، سبب شده است که نتوانند با قرآن معارضه کنند. قرآن کریم از این منظر، معجزه است و اگر خداوند، فصحاء را از این کار منصرف نمیکرد، می توانستند مثل قرآن بیاورند. (زرکشی، 1410: ج 2، ص 226).
2-1 تقریرات صرفه
نظّام که ظاهرا ایجاد کننده این نظریه است، صرفه را به این معنا میداند که خداوند، انگیزه کسیکه قصد معارضه با قرآن را دارد، از او سلب کرده است، با اینکه سبب و زمینهی انگیزه برای آنان فراهم بوده است. (رافعی، 1425: ص 118). در معنای دیگری میتوان گفت منکران، از انگیزه و دانش لازم برخوردارند ولی خداوند قدرت آمدن به میدان مبارزه را از آنان میگیرد. (معرفت، همان، ص 139). سید مرتضی به همین نظر است یعنی معتقد است که خداوند سلب انگیزه نمیکند بلکه هنگام که کسی قصد معارضه با قرآن را دارد، علومِ مرتبط را از او سلب میکند. (علم الهدی، 1383: ص 33).
2-2 طرفداران نظریه صرفه
شیخ مفید ره در کتاب اوائل المقالات، قایل به صرفه است. میفرماید که پسندیده ترین و واضح ترین دلیل بر اعجاز قرآن، وجه صرفه است که خداوند اهل فصاحت و لسان را از معارضه با پیامبر (ص) به مثل قرآن، منع فرموده است . گرچه آنها میتوانستند مثل قرآن را بیاورند. این لطفی از طرف خدا و دلیلی بر نبوت حضرت پیامبر بوده و تا آخر زمان نیز استمرار دارد. (شیخ مفید، 1413: ص 63).
با توجه به آن چه قبلا در وجه فصاحت از قول قطب راوندی آوردیم، نشان میدهد که شیخ مفید، قایل به اعجاز درونی قرآن بوده و شاید هم از نظریه صرفه برگشته یا هم به نظر ایشان بین صرفه و اعجاز متن قرآن، شاید منافاتی قایل نبوده است چنانکه در وجه اخبار غیبی نیز خواهد آمد. والله العالم.
در میان علمای متقدم شیعه، سردمدار این نظریه (یعنی صرفه) مرحوم سید مرتضی علم الهدی ره است. او کتاب مستقلی در تبیین نظریه صرفه نوشته است که در این اواخر، تصحیح و به چاپ رسیده است و ظاهرا نشان میدهد که تا آخر به این نظریه معتقد بوده و از آن برنگشته است. نکاتِ مهم از کتاب مذکور (الموضح عن جهه اعجاز القرآن) را این جا میآوریم:
تقریری که سید مرتضی از صرفه ارائه میدهد این است که هرکسی بخواهد با قرآن معارضه کند، خداوند از او دانشها را سلب میکند. طبق نظر او، فصاحت قرآن، خارق العاده است ولی این خرق عادت، از طرف خداوند است نه از خود آیات قرآن که در گذشته و آینده هیچ کسی مثل قرآن نمیتواند بیاورد. یکی از تقریرات صرفه، این است که خداوند از افرادی که قصد معارضه دارند، سلب انگیزه میکند، ولی سید مرتضی سلب انگیزه را قبول ندارد میگوید بودند افرادی در تاریخ که انگیزه معارضه داشته اند، پس صرفه به معنای سلب انگیزه نیست. سید مرتضی هرنوع خرق عادتی را معجزه نمیداند تنها خرق عادتی که منحصر در قدرت خدا باشد معجزه هست بنابراین صرفه، سازگارترین وجه، با این رویکرد سید میباشد که میتوان گفت که یکی از دلایل گرایش ایشان به این وجه، تفاوت مبنایی ایشان با دیگران است. وجه صرفه در نگاه ایشان وجهی است که میتوان خارق العاده بودن را با وجود آن به کلام الهی نسبت داد. یعنی معجزه، به معنای ناتوان ساختن است؛ وقتی قایل شدیم که قرآن معجِز است، فرقی ندارد که عامل عجز، درونی باشد (متن قرآن) یا بیرونی (خداوند)؛ در هر صورتش معجزه خواهد بود. از نظر سید مرتضی عرب، توانایی معارضه با قرآن را داشتند اما معارضه ای صورت نگرفته است. سید مرتضی قایل است که فصاحت قرآن معجزه نیست، به این دلیل که قرآن با سخن بلیغ عرب، تفاوت زیادی ندارد. او میگوید فصاحت قرآن در حد ممتاز است اما بین فصاحت قرآن و کلام فصیح عرب فرق زیادی وجود ندارد. یعنی اعراب توانایی معارضه و حتی انگیزه لازم برای معارضه با قرآن را داشته اند اما این که گزارشی نرسیده است نشان میدهد که اصلا معارضهای صورت نگرفته و تعذر پیش آمده است تحدّی مسیلمه، در واقع تمسخر، جهالت و اضطراب بوده. این که اعراب به جای تحدی، سراغ جنگ رفتند، دلیل بر شکست در معارضه نبوده بلکه درک کردند که این عجز ناگهانی و سلب و صرف الهی است سید در جواب آنانیکه معتقدند این نظریه کفرآمیز است میگوید اینها وجه صرفه را نفهمیده اند و این که اندیشمندان مسلمان در باب معجزه بودن ذاتی قرآن، اجماع دارند، سید این ادعای اجماع را قبول ندارد و میگوید علمای کلام امت اسلامی کل علماء نیستند. سید مرتضی، تعریفی که از معجزه دارد، با تعریف مشهور تفاوت دارد؛ از تعریف ایشان میشود فهمید که قایل به صرفه است. میفرماید: «المعجز: ما فعله الله تعالی تصدیقا لمدعی النبوه».
سه ویژگی برای معجزه ذکر میکند:
- از فعل خدا باشد.
- ناقضا للعاده.
خداوند برای مدعی نبوت اختصاص داده باشد. (علم الهدی، الموضح، 1382: از ص 33 به بعد).
ابن سنان خفاجی متوفی 466 قمری، از علما و ادبای شیعی قرن پنجم، در باب اعجاز قرآن، نیز از جمله کسانی است که قایل به «صرفه» است؛ او کتابی دارد به نام «سرّ الفصاحه» در آن کتاب از قول علی بن عیسی رمانی نوشته است که تالیف کلام، سه نوع است؛ متنافر، متلائم الاجزاء در طبقه وسطی و متلائم الاجزاء در طبقه علیا؛ ابن عیسی رمانی راجع به متلائم (هماهنگ) بودن اجزاء کلام در طبقه وسطی، کلام عرب را مثال آورده و در طبقه علیا، قرآن را به عنوان نمونه ذکر کرده است. اما ابن سنان خفاجی، این تقسیم بندی را نمی پذیرد و می گوید این تقسیم سه گانه فاسد است و تالیف کلام، دو قسم است و بس؛ یکی متلائم است یعنی اجزاء کلام باهم سازگارند و دیگری هم متنافر؛ در کلام متلائم، برخی اجزاء آن نسبت به دیگری تلاءوم بیشتری دارد و نیاز به قسم سوم نداریم. چنانکه تنافر کلمات نیز نسبی است در حالیکه رمانی آن را یکی دانسته است. راجع به این که رمانی، قرآن را در طبقه علیای تالیف کلام قرار داده است، این هم موردی ندارد زیرا وقتی انسان به نفس خودش مراجعه کند، میداند که بین کلام فصیح و قرآن، فرقی از ناحیه فصاحت نیست در کلام عرب، کلماتی است که با الفاظ قرآن، در فصاحت مشابه است و شاید علی بن عیسی رمانی از این تقسیم بندی فاسد، اعجاز قرآن کریم را ثابت کند در حال که بحمدالله اعجاز قرآن فراتر از آن است که توسط این اقوال کذایی معتضد گردد. تحقیق این است که وجه اعجاز قرآن به «صرفه» است، یعنی خداوند متعال، عرب را از معارضه با قرآن منع کرده و هنگام که قصد معارضه داشتند، خداوند از آنها علوم مرتبط را سلب کرده است. (خفاجی، 1427: ص 109 و 110).
3- وجه اخبار غیبی
قرآن كريم در آياتِ فراوان، با خبرهای غيبی خود تحدى كرده است، كه بخشی از آنها مربوط به پيامبران گذشته و بخشی مربوط به حوادث آينده است. يكی از خبرهای مربوط به پيامبران و امتهای گذشته، داستان نوح است كه قرآن پس از بيان تفصيلی آن میفرمايد: «اين (داستان) از خبرهای غيبی است كه ما به تو وحی میكنيم؛ پيش از اين، نه تو از آن باخبر بودی و نه قوم تو اطلاع داشتند...» (هود /۴۹). خبر ديگر، داستان يوسف است كه خدای تعالی در پايان آن میفرمايد: «اين (قصه) از خبرهای غيبی است كه ما به تو وحی میكنيم، وگرنه تو نزد آنان [برادران يوسف] نبودی كه بدانی چگونه تصميم گرفتند به يوسف نيرنگ زنند.» (يوسف /۱۰۲). در داستان مريم نيز میفرمايد: «اين (قصّه) از خبرهای غيبی است كه ما به تو وحی مىكنيم، وگرنه تو در آن زمان نبودی كه ببينى چگونه دربارۀ كفالت مريم قرعه میزدند و نزاع میكردند.» (آل عمران/۴۴). همچنين درباره حضرت عيسی میفرمايد: «اين (سرگذشت) عیسى بن مريم است؛ سخن حقی كه در آن ترديد میكنند.» (مريم/۳۴). (طباطبایی، محمد حسین، اعجاز قرآن، صفحه: ۷۳، مرکز نشر فرهنگی رجاء، تهران - ایران، 1362).
شیخ مفید ره یک فصلی در کتاب «الارشاد» دارد راجع به اثبات ولایت امام علی علیه السلام از راه إخبار آن حضرت از مغیبات است که بعدها اتفاق افتاده و شیخ مفید میفرماید خبر دادن از مغیبات، از معجزات انبیاء الهی نیز بوده است مثل این که حضرت عیسی علیه السلام میفرمود: وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ... آل عمران/49. که در این آیه، حضرت عیسی خبر داده است که از ماکولات و آنچه امت او ذخیر میکردند، خبر داشته است. حضرت پیامبر اسلام (ص) که از نشانههای نبوت و وجه اعجاز او محسوب میگردد، خبر دادن از غالب شدن رومیان است بعد از آن که مغلوب میشوند (روم/1-4). که عینا تحقق یافت. یا قبل از آنکه واقعه بدر رخ دهد، آیه قرآن خبر داده بود که به زودی این جمع، شکست خورده و به جنگ پشت کنند (قمر/45). که بدون کم و کاست اتفاق افتاد. یا اینکه قرآن برای مسلمانان خبر داده بود که بدون ترس و نگرانی، در امنیت کامل، آنها با پیامبر شان وارد مکه شده و مناسک حج را به جا خواهند آورد (فتح/27). واقع شد آن چه خداوند خبر داده بود. شیخ مفید چند آیهای را در این موضوع ذکر میکند مثل آیات 1-2 سوره فتح؛ آیه 8 سوره مجادله؛ آیات 6-7 سوره جمعه را در مورد إخبار به غیب به عنوان نمونه میآورد و میفرماید هستند آیات دیگری که موجب اطاله کتاب خواهد شد. (شیخ مفید، 1413: ج 1، ص 313 و 314).
در باب اخبار غیبی قرآن، سید مرتضی میپذیرد که میتواند یکی از وجوه اعجاز قرآن باشد. یعنی وجوه اعجاز قرآن زیاد است و یکی از آنها، خبر دادن از غیب است؛ سید مرتضی منکر این قضیه نیست و به قول خودش آن را رد نمیکند؛ ولی نقد سید روی کلمه «اختصاص» است که اگر بگوییم وجه اعجاز، فقط اخبار از غیب است، این دچار اشکال است.
اولا که اختصاص معجزه به مشتمل بودن قرآن به اخبار غیبی، سبب این میشود که اکثر سورههای قرآن از تحت اعجاز خارج شود؛ زیرا اخبار غیبی در سراسر قرآن جاری نیست.
ثانیا اگر تحدی به اخبار غیبی واقع شود، این از عرف مردم خارج است.
ثالثا اخبار غیبی قرآن دو نوع است
1 - بعضی این اخبار غیبی مربوط به امت ها و انبیاء گذشته است. که در این قسم، ممکن است مخالفین بگویند از طریق غیر قرآن به ما رسیده است.
2 - بعضی از آن اخبار غیبی، مربوط به آینده است مثل آیه 27 سوره فتح و آیات 1-3 سوره روم. در قسم دوم، این زمانی دلالت بر اعجاز دارد که واقع بشود؛ قبل از وقوع آن، فرقی بین صدق و کذب آن نیست مگر این که دلیلی دیگری بر تایید آن داشته باشیم که در این صورت، صحت آن خبر ثابت میشود ولی نه بنفسه بلکه توسط دلیل دیگری.
شیخ طوسی ره نیز اخبار غیبی را وجه اعجاز نمیداند و معتقد است که اخبار غیبی در برخی سوره ها آمده است و مخصوصا در سوره های قصار، اخبار غیبی وجود ندارد و اگر چینن باشد، سوره های که از آن خالی هستند مورد معارضه واقع بشوند در حال که این حرف باطلی است. (طوسی، 1375 قمری، ص 180).
4- وجه عدم اختلاف
سید مرتضی، راجع به وجه عدم اختلاف در سراسر قرآن را به عنوان وجه اعجاز نمی پذیرد؛ به این دلیل که معجزه باید خارق العاده باشد و معتقد است که درست است طبق آیه 3 سوره نساء، در قرآن تناقضی نیست و نشان میدهد که از نزد آن حکیم دانا نازل شده و از این جهت، قرآن دارای علوّ منزلت و فضیلت است اما حرف اینجاست که قدرت تشخیص مردم نسبت به عدم اختلاف در قرآن متفاوت است و از این جهت نمیتوان به طور صحیح و قطع، اختلاف و تناقض را در قرآن درک کرد. با آن هم، آنچه علما ذکر کرده اند از صحت معانی (عدم اختلاف) و سازگاری با عقل، در احادیث پیامبر (ص) نیز هست ولی کسی آن را معجزه نمیداند. (علم الهدی، 1382: ص 124 – 125).
شیخ طوسی ره به تبع استادش سید مرتضی، عدم اختلاف و تناقض در قرآن را معجزه نمیداند و میفرماید اگر این عدم اختلاف در سراسر قرآن را از فضائل و مراتب قرآن بدانیم بهتر است؛ زیرا خارق العاده نیست و لقائلٍ ان یقول: شخص عاقل اگر تحفّظ و مواظبت بر کلامش داشته باشد، میتواند دچار تناقض نگردد، این ممکن بوده و بعید نیست لذا خارق العاده نیست. (طوسی، همان، ص 180).
نتیجه گیری
از آنچه در این نوشتار آورده شد، نتیجه این شد که: در حوالی قرون پنجم و ششم قمری، بنای علما بر این بوده که اکثرا قائل به یک وجهی بودن اعجاز قرآن بوده اند؛ طبق همین مبنا، وجوه دیگری که برای اعجاز قرآن گفته میشدند را رد میکردند. چنانکه سید مرتضی ره با اینکه قایل بودند که فصاحت و نظم هردو باهم خارق العاده به شمار میروند ولی از وجوه اعجاز نیستند بلکه از وجوه تحدّی اند. فصاحت در کنارِ نظم قرآن، از مواردی است که میتوان مورد اتفاق علمای آن زمان بوده چه آنانی که قایل به صرفه بودند یا وجه دیگری. با این که طرفداران وجه صرفه، تلاش زیادی به خرج دادند که وجه صرفه به صواب نزدیک است ولی در زمانهای بعد، صرفه از جذابیتی برخوردار نبوده و کسی قایل به آن نیست.
منابع
قرآن کریم
- ابن خلدون، عبدالرحمن، المقدمه، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1398 ق.
- ابوهلال عسکری، حسن بن عبدالله، الصناعتین، بیروت، المکتبه العصریه، 1406 ق.
- باقلانی، ابو بکر، محمد بن طیب، اعجاز القرآن، بیروت، مکتبه الهلال، 2003 م.
- تفتازانی، مسعود بن عمر، المطول، شرح تلخیص مفتاح العلوم، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1434 ق.
- جرجانی، التعریفات، بیروت، دار الکتاب العربی، 1405 ق.
- خفاجی، عبدالله بن سعید بن سنان، سر الفصاحه، عمان، دار الفکر، 1427 ق.
- راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، بیروت، دار القلم، 1412 ق.
- رافعی، مصطفی صادق، اعجاز القرآن والبلاغه النبویه، بیروت، موسسه الکتب الثقافیه. 1425 ق.
- راوندی، قطب الدین، سعید بن عبدالله، الخرائج و الجرائح، قم، موسسه امام مهدی (عج) 1409 ق.
- زرکشی، محمد بن بهادر، البرهان فی علوم القرآن، بیروت، دار المعرفه، 1410 ق.
- سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، بیروت، دار الکتاب العربی، 1421 ق.
- طباطبایی، محمد حسین، اعجاز قرآن، مرکز نشر فرهنگی رجاء، تهران، 1362 ش.
- طوسی، خواجه نصیر، محمد بن محمد، تجرید الاعتقاد، قم، مکتبه المصطفوی، بیتا.
- طوسی، محمد بن حسن، الاقتصاد الهادی الی سبیل الرشاد، تهران، کتابخانه جامع چهل ستون، 1375 ق.
- طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، جامعه مدرسین، 1407 ق.
- علم الهدی، علی بن حسین (سید مرتضی) الموضح عن جهه اعجاز القرآن، مشهد مقدس، آستان قدس رضوی، 1382 ش.
- علوی، یحیی بن حمزه، الطراز، المکتبه العصریه، بیروت، 1423 ق.
- مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، موسسه الطبع و النشر، 1410 ق.
- معرفت، محمد هادی، التهمید فی علوم القرآن، قم، مرکز مدیریت حوزه، 1410 ق.
- مفید، محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 ق.
- مفید، محمد بن نعمان، اوائل المقالات، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 ق.
- هاشمى رفسنجانى، اكبر، فرهنگ قرآن، بوستان كتاب، قم، 1383 ش.